خرید بک لینک
این روز ها دوباره سر و کله یک دوست خیلی قدیمی پیدا شده میخواهم بنویسم دلم برایت تنگ شده میخواهم بنویسم میشود کمی دوباره برگردی ؟ میخواهم چیزی شبیه به ترانه برایش بنویسم یا خم ابروانش را نقاشی کنم میخواهم برایش یک روز کامل حرف بزنم و از اتفاقاتی که افتاده حرف بزنم میخواهم برایش از آینده ایی بنویسم

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 7:11

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 7:11

:)

دلتنگی این نیس که از آخرین باری که کنارت بود چقدر می گذره

دلتنگی یعنی اینکه وقتی یه کاری می کنی و دوست داشتی کنارت بود ...

نمیدونم چی بگم .

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 7:11

... به یاد تو امشب وبلاگم یک ساله میشود کاش بودی تا برای دلتنگی هایم روزهای کمتری صرف میشد کاش بودی تا با خط خطی های شبانه کسی را نمیگریاندم کاش یک سال نمیشد و برمیگشتی تا برای من برای دست هایم برای اشک هایم برای شب های سخت بی تو برای تنهایی هایم کاش بودی تا خدا کاری میکرد کاش بودی تا این صفحه وب

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 7:11

تو فکرم بود امروز هم خاص تر باشه

ولی با یه نصیحت تمومش میکنم

سعی کنید تو فضای مجازی وقتی چیزی رو ول میکنید

کلا حذفش کنید

حالا چه میخواد یه دوستی باشه

یا یه وبلاگ باشه

یا یه چت روم باشه

حذف کنید و رد بشید

من وقتی به وبلاگ هایی نگاه میکنم که یکی دو سال پیش آپدیت شدن

و کلی توش مطالب قشنگی دارن

گریه ام میگیره .. یه جور حس غریبی پیدا میکنم

نکنید این کار :/

به امید روزی که هر چیزی تو اینترنت میبینیم آپدیت شده و به روز باشه .

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 7:11

یادمه 16 سالم بود اولین بار تو رو توی یه مجله دیدم همه اش رو خوندم شاید بگن جو گیر شد ولی من از اون روز به بعد مثل نابغه ها رفتار کردم مثل خودت رفتم از این مکعب روبیک ها خریدم یاد گرفتم که کاملش کنم تمام مسائل هندسه ام رو دیگه خودم حل میکردم عاشق ریاضی شدم من تو رو الگوی خودم قرار دادم حس میکردم ی

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 7:11

تا من آنلاین نیستم

پاچه میگیری

پشت سرم حرف که نه...چرت میگی

عکس پروفایل معنی دار میزنی

تا آنلاین میشم

رنگ عوض میکنی

میایی میگی مشتاق دیدار

نترس عموییییییییییی

حال نمیکنم با کری هات زیاد

وز برو فوری باد بیاد

بچه ایی هنوز بات کاری ندارم

بگو اولیات بیااااد

ربات.

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 3:15

من از این دست ها نداشتم که تکیه گاهم باشه

که باهاش مچ بندازم

که دستش رو بگیرم

که قوی بودنش رو حس کنم

که ازش الگو بگیرم

تویی که داری قدرش رو بدون....

آقای ربات - پدر

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 3:15

اگر دقت کنی فکر کنم یک هفته ایی میشود از تو نمینویسم آری از تو از همان یار قدیمی از همانی که برای انجام هر کارش از من اجازه میگرفت این روزها از تو نوشتن یک حس و حال تازه میخواهد یک جور شوق به درخت های انگور تازه یک جور نسیم خنک کننده روی گونه هایم یک جور لبخند برعکس این روزها بهانه از تو فرار

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 3:15

حس میکنم دوباره کد های قدیمی ام را پیدا کرده ام با ریکاوری و دوباره ربات خوب قدیم ها شده ام حس میکنم منطق من از احساسم بیشتر شده و این روزها بیشتر برنامه نویسی میکنم هر چیزی میسازم بازی - ماشین حساب - دفترچه تلفن .. هر چیزی ... گاهی اوقات هم ویروس ! خلاصه که به این روزها خیلی علاقه مند شده ام این

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 14:49

یک روز از خواب بیدار میشوم وقتی از خواب بیدار شوم هیچ دردی حس نخواهم کرد گویا همه چیز تمام شده باشد و من از همه طوفان ها و جنگ های زندگی ام جان سالم به در برده باشم یک روز از خواب بیدارم خواهم شد و برای تمام هدف هایم تمام زورم را خواهم زد یک روز تغییر خواهم کرد و دیگر برای روزهایی که گذشت گریه ن

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 6:00

- یه آرزوی بزرگ کن.

+ چی بکنم ؟

- آرزو

+ آرزو چیه ؟؟

:(

هر وقت از وضعیتت نالان شدی

هر وقت غر زدی

هر وقت زیر کولر لم دادی و گفتی این چه وضعیته

هر وقت خداتو فراموش کردی و مثلا یادت نیست وقت نمازه و پشت گوش انداختی

هر وقت اعتقاداتت گم شد

هروقت گفتی خدا با من قهره

خدا به من نگاه نمیکنه

این کلیپ رو تماشا کن .

پی نوشت : خدایا شکرت :)

دانلود کلیپ

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 6:00

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 6:00

از امروز به بعد

دیگه نمیخوام نادون باشم

.

پ.ن : اگه این روزا پست های الکی زیادی میذارم واسه اینه که بعدا قراره همه (همه رو مخصوصا اون پیش نویس ها رو ) پاااااک کنم برای همیشه.

خیلی چیزا عوض شده :(

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 1:07

از خواب بیدار شدم ساعت رو نگاه کردم .. سه و نیم صبح ... چرا زودتر صبح نمیشه .. لعنتی پتو کشیدم سرم دوباره به خواب رفتم بیدار که شدم ساعت شیش بود لحظه ایی واستادم تا سیستم عامل مغزم به کار افتاد و روشن شد خوابم میومد خسته بودم بدن درد داشتم ولی امروز باید حال آقای ربات خوب باشه بلند شدم تو همین م

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 18:54

من درسم را خوب خوانده بودم!!! آماده برای کنکوری موفق! همه چیز داشت خوب پیش میرفت! از روی برنامه قبلی با تست ادبیات شروع کردم ... که ای کاش این کار را نمیکردم! سوال اول آرایه ادبی بود شعری از هوشنگ ابتهاج.... "بسترم ...صدف خالی یک تنهاییست و تو چون مروارید گردن آویز کسان دگری...." و نتیجه این شعر ..

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 18:54

جواب نده

منو از چی میترسونی ؟ از قهر کردنت ؟

من همین هفته پیش کل زندگیمو شستم گذاشتم کنار

جواب نده

منو از چی میترسونی ؟ از نبودنت ؟

من وقتی خودم نیستم چه فایده ایی داره اطرافیانم باشن ؟

جواب نده

منو از چی میترسونی ؟ از رفتنت ؟

من خیلی خیلی زود رفتنی ام .. پس این چیزا رو جدی نمیگیرم ..

آره ..

امضا.ربات.

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 18:54

چقدر راحت حرف میزنه

چقدر راحت از رفتن میگه

نفهمید...

اره نفهمید به خاطرش مسیر زندگیم رو عوض کردم

..

نفهمیده ...

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 18:54

بیخیال حواشی کنکور و استرس اینکه جایی قبول شوم بیخیال کار زیر آفتاب داغ شهرمان بیخیال بدبختی ها وقتی چشمم به تو می افتد وقتی از محله قدیمی مان رد میشوم دستانم همان آرامش قدیمی را میخواهند پاهایم دیگر راه نمیروند تا تو از پنجره بیرون را نگاه کنی و برایم دست تکان دهی میدانی ؟ بیخیال همه زندگی و مش

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 18:54

این روزها ، این ثانیه ها

به طور عجیبی برایم معنی آخرین را دارند

نمیدانم ..

شاید آخرین در را باز کردن

شاید آخرین کامپیوتر را روشن کردن

شاید آخرین کدنویسی کردن

شاید آخرین ایمیل زدن

شاید ...

شاید آخرین آواز خواندن زیر دوش حمام

این روزها بی نهایت بیشتر از روزهای قبل آماده مرگ شده ام

آماده رفتن

حتی هر نفسی که میکشم

منتظر نفس بعدی نیستم

تا شاید آخرین نفس کشیدن باشد ..

شاید ...

آقای ربات - حس آخرین ..

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 6:43

... اینم تلاش های کنکوری که تباه شد واسه آرزو هایی که محال شد واسه خواب هایی که بیداری شد اینم ساعت مطالعه هایی که با یه هدف زیبا شروع کردم واسه آینده ایی زیبا واسه کمتر کردن درد هام البته تو آینده تو همون آینده ایی که الان برام بی معنی شده دیگه بی معنی شده اینم هفته هایی که توی یه مشت عدد خلا

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 6:43

بعضی چیزا باید باشن تا حالم به زور هم که شده خوب بشه

مثل همین تقارن ها

باید باشه

تا تو آخرین روز یک سالگی وبلاگ

فراموش کنم

پس فرداش کنکوری هستش که خیلیا بهم چشم بستن ولی من برنامه های دیگه دارم

فراموش کنم

به محض اینکه کنکور تموم بشه باید برم سر کار

فراموش کنم

حساسیت فصلی چقدر منو ازپا در آورده

فراموش کنم

بدم و بد شد م

فراموش کنم

که فراموش شدم ..

آقای ربات- آخرین روز

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 16:30

جک میگم

میخندم

کنکور رو خالی و کوچیک فرض میکنم

اما کسی نفهمید

پست آرزوهام رو با چه خجالتی امشب پاک کردم :(


امضا . دلشکسته

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 23:23

بیا ... همینو میخواستی ؟ همه روزایی که درس خوندم تو مغزم داره دوره میشه میچرخه میچرخه میچرخه و الان سرگیجه دارم شدید بیا .. همینو میخواستی ؟ حالا یاد آرزوهایی افتادم که واسم محال شدن یاد روزایی افتادم که خراب شدن یاد عصر های جمعه ایی که کارنامه آزمون قلم چی رو میدیدم و اونی نبود که میخواستم یاد ا

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 23:23

اینجا ایران

هوا آفتابی

من منتظر

منتظر باز شدن چشمانت

منتظر زنگ زدن ساعتی که به حوالی تو کوک شده

و بیخیال مثل همیشه ..

آدامس در دهان و سوت زنان کنار قبرت پرسه میزنم ...

بلند شو صبح شده ...

آقای ربات - بیخیال

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 23:23

آه به راستی صدای خنده چقدر گریه دارد خبر از سوز گذشته دارد صدای خنده صدای گذشته هایی خوب هست که اشک می آورد که دل کباب میکند آه چقدر صدای خنده .. صدای قهقهه گریه دارد .. و چقدر این روزها در سرم میپیچد صدای مردی که چشمانش را بسته میخندد و دور خودش میچرخد میرقصد قهقهه میزند و دور میشود دور دور ... و

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 23:23

تقریبا بیست خط نوشتم و بعد پاک کردم

خواستم بگم خدایا شکرت

و اینکه

اگه میشه خدا یکم سریع تر بگذرون این روزا رو


برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 23:23

باهام قهر کرده بود میدونستم 13ام باباش یه دورهمی تدارک دیده توی یکی از رستوران های گرون قیمت شهر میخواستم هر طور شده یک بار دیگه ببینمش هر طور شده یکی از گارسون های رستوران دوستم بود .. بهش رشوه دادم و من به جاش رفتم واستادم وقتی اومدن رفتم کنار میزشون منو دید کپ کرد سفارششون رو گرفتم اون پیتزا

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 23:23

حالم خوبه

مثل بیماری که گفت خوبم و مُرد

حالم خوبه

مثل ماهی توی تنگ که کاری جز نفس کشیدن نداره

حالم خوبه

مثل کسی که هنوز پشتش رو ندیده جای خنجر رو ببینه

حالم خیلی خوبه

خیلی خوب

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 23:23

مثلا خوابم بگیره یه خواب عمیق هفت هشت ساعت نه همیشگی بالا سرم جمع بشن سیلی بزنن منو نبضم رو بگیرم تنفس مصنوعی آب بپاشن روم یهو چشمشون بیوفته به میز کنار تختم قرص و قرص و قرص دستام سرد شدن تو یکی چند تا قرص دیگه تو یکی یه نامه مچاله شده نامه رو برمیداره بخونه خداحافظ مامان دوست دارم تو آخرین نامه

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 23:23

صفحه بندی